ولنتاین از کجا آمد و چرا رشد کرد؟

عشق در جامعه ما یک تابوست . طبیعی است که جوانان با حجم رسانه ای بالای امروز - ماهواره و اینترنت- از آیین ها ، جشن ها و فرهنگ کشور های دیگر باخبر شوند و آنچه پاسخگوی نیازشان باشد ،تقلید کنند

 


یکی بود یکی نبود . غیر از خدای مهربون هیچ کس نبود . یک پادشاهی بود به نام کلادیوس دوم که در روم باستان حکومت می کرد . پادشاه قصه ما اعتقاد داشت که مردان مجرد سربازان جنگجوتر و قوی تری هستند . به خاطر همین دستور داد که ازدواج سربازان قدغن شود و چون پادشاه خشن و بی رحمی بود کسی جرات نمی کرد حرکتی بر خلاف دستور او انجام دهد . اما اینجا پایان قصه ما نیست . تازه شروع داستان است چون کشیشی به نام ولنتاین مخفیانه سربازان رومی را به عقد دختران محبوبشان درمی آورد . این ماجرا ادامه داشت تا اینکه خبر به گوش پادشاه قصه ما رسید و او دستور داد تا ولنتاین را زندانی و اعدام کنند .در روزگاری که ولنتاین در زندان بود،دختر نابینای یکی از زندانبانان به آنجا رفت و آمد می کرد. بر حسب قضا کشیش قصه ما عاشق این دختر شدو این سرآغاز نامه نگاری های عاشقانه ای بودکه همیشه جمله پایانی اش این بود :

از طرف ولنتاین تو
اما بلاخره روز موعود فرا رسید و در روز 14 فوریه 270 میلادی ،کشیش عاشق قصه ما اعدام شدو از آن پس از او تنها اسطوره ای در یاد ها باقی ماند.


امروز بعد از قرن ها که از آن ماجرا می گذرد،چند هفته مانده به ولنتاین کم کم رنگ و روی برخی از مغازه ها تغییر می کند ،هر طرف را که نگاه می کنی ویترین ها پر است از هدایای ویژه ولنتاین . قلب های کوچک و بزرگ ،عروسک های فانتزی ،شمع های رنگی،...
حالا بشنوید از ادامه داستان که چی شد که ولنتاین به ایران آمد و چی شد که طرفدار پیدا کرد و ...؟
صحبت از عشق در جامعه در دل غزلیات و قصیده ها ریشه ای قدیمی دارد اما چیزی است که از قدیم آموخته ایم که باید در دل هر شخص باقی در بماند . دولت نهم با شعار مهرورزی کار خود را آغاز کرده وبه نظر می رسد که از مدت اندکی قبل تر،جوان ایرانی، شاید به نوعی به مقابله با این سنت قدیمی برخاسته است چون دوست دارد درباره عشق صحبت کند و حتی آن را جشن بگیرد ،گویا جوانان نیاز به این شادی را احساس کرده اند و دنبال مفهومی بوده اند که این نیاز رابر طرف کند.


در جامعه ما تعادلی بین مرگ و زندگی و غم و شادی نیست .اگر در سال 65 روز برای عزا هست ،شاید 20 روز برای شادی داشته باشیم .این باعث می شود وقتی در رده های بالای سیاست گذاری کاری انجام نشود ،رده های پایین (مردم)خودشان شادی آفرینی کنند....جشن تولد 50 سال پیش رسم نبود ،اما امروز خیلی ها تولد می گیرند . هر جامعه ای در مورد نیازی که پاسخ بومی و داخلی نداشته باشد ،از جوامع دیگر وام می گیرد .این وام گیری اول یک دوره مخفی را می گذراند و بعد کم کم جای خود را پیدا می کند."


اما می دانیم که گسترش ولنتاین در ایران تنها به دلیل نبود شادی و نشاط در جامعه نیست ،بلکه دلایل خاص دیگری نیز دارد. دکتر شریعتی در این باره می گوید:"عشق در جامعه ما یک تابوست . طبیعی است که جوانان با حجم رسانه ای بالای امروز - ماهواره و اینترنت- از آیین ها ، جشن ها و فرهنگ کشور های دیگر باخبر شوند و آنچه پاسخگوی نیازشان باشد ،تقلید کنند. این تقلید کم کم آن قدر عادی می شود که شاید 50 سال آینده کسی حتی به یاد نیاورد که ولنتاین از کجا و چگونه وارد فرهنگ ما شده است." اما بعضی از صاحبان نظران هم نظر دیگری دارند .آنها معتقدند که گسترش ولنتاین تنها به دلیل مافیای اقتصادی است که آن تبلیغ می کنند تا از این رهگذر پولی به جیب بزنند. ولنتاین یکی از جشن هایی بود که در بیشتر کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی به افتخار قدیس ولنتاین در کلیساهای کاتولیک برگزار می شد که به مرور زمان به جشنی نمادین برای عشاق در آمد و به روز عشق و عشق ورزی مشهور گردید. حالا سوالی که مطرح است این است آیا ما در آیین های ایرانی و ملی مان چنین جشنی نداریم؟ پاسخ بله است .سالروز ازدواج امام علی (ع) و حضرت فاطمه زهرا (س) که از سوی دولت، روز خانواده نام گزاری شده است و حتی جشن سپندارمذگان یا جشن گرامیداشت زمین و زن در بیست و نهم بهمن ماه .


ایرانیان باستان ،زمین را نمادی از عشق می دانستند چون اعتقاد داشتند که زمین بافروتنی و تواضع به همه کس عشق می ورزد . سپندارمذگان جشن عشق بود و در این روز زنان به مردان با محبت تمام هدیه می دادند و مردان زنان را از کارکردن معاف می کردند و از آنان اطاعت می کردند .
سوال دوم این است که چرا سرمایه گزاری خاصی در مورد هیچ یک از آیین های ایرانی و بومی خودمان انجام نمی شود؟
هزاره سوم و قرن جدید همراه پیشرفت روز افزون خود نیاز های جدیدی را می طلبد . جوانان امروز با نیاز های نوینی روبرو هستند. حالا سوال این است وقتی نیازی هست و ما پاسخ آن را در میان آیین ها و فرهنگ غنی ایرانی خود داریم چرا با بی توجهی و چشم پوشی زمینه را برای نفوذ فرهنگ دیگری باز می کنیم؟

 
درست است که باید فرهنگ شادی را ترویج کنیم. فرهنگ اصیل ایرانی بی شک از زمینه و استعداد کافی برخوردار است و صرفا توجه ویژه ای را می طلبد تا از این پس جوانان ایرانی روزی را برای دوست داشتن جشن بگیرند که ریشه در فرهنگ ، آیین و اعتقادات خودشان دارد. با پاک کردن صورت مسئله هیچ گاه نمی توان آن را حل کرد. ولنتاین و عناوین مشابه آن سرآغاز یک جریان بزرگند و بررسی ویژه ای را می طلبد.

/ 10 نظر / 8 بازدید
عارف

قبول دارم که هر چیزی از خودمون باشه بهتره ولی اگه واقعا فکر میکنیم ولنتاین کار[لبخند] خارق العاده کرده چه اشکالی داره ما هم با بقیه از اون تجلیل کنیم

فرشید

سلام پستت قابل تامله !!! ولي خوب براي همه جنب عملي نداره و براي بعضي ها هم صرف گفتن كلمه است ممنون از اين كه قابل دونستي و اومدي گلم [گل] هميشه شاد باشي و سبز شب خوش

ستاره

سلام موافقم با مطلبت وقتی زیادی غم رشد کند خوشیهای طبیعی فراموش میشه و در نتیجه افسردگی هم بیشتر میشه اگر همه داده های خدا بصورت متعادل استفاده بشه یعنی نه خوشی اونقدر که انسانیت فراموش بشه و ارزش و اعتبار ادمها زیرسوال بره و نه اینکه اونقدر در غم غرق بشیم که از خدا و نشانه هاش دور بشیم در اینصورت همه چیز تو جامعه تعادلش رو حفظ میکنه و مشکلات هم کمتر میشه

سودی

سلام امین آقا ممنونم که اومدین اما وبلاگم هنوز مشکل داره[ناراحت] مشکل از پرشین بلاگه[افسوس] متن جالبی بود اما نمیشه روز ازدواج حضرت علی و خانم فاطمه رو روز عشق بذاریم آخه عشقای این دوره زمونه و ارتباطی که جوونا با هم دارن اکثرا مربوط به قبل از ازدواجه که تو اسلام مشروع شناخته نمیشه .و البته جوونا رو از دین بیزار کردن...خودمون رو با حوونای 30 سال قبل مقایسه نکنیم..اونا واسه اعتقاداتشون می جنگیدن و ما چیزی به اسم خدا رو گم کردیم اگه بخوایم به آیین زرتشت توجه کنیم و جشن سپندارمذگان رو جشن بگیریم که با سیاست های جامعه جور در نمیاد..این یعنی ارجعیت دادن زرتشت به اسلام و فکر میکنین این کار عملی بشه؟؟؟[نیشخند] پس همون بهتر که ما جوونا دلمون رو به این خوش کنیم که روزی به نام عشق داریم که جشن بگیریم و شاد باشیم و باور کنیم جوون ایرونی هم مثه هر خوون دیگه حق شادی و ابراز احساسات داره نظری شخصی بود امیدوارم سوئ برداشت فرقه ای نکنین

امین

سلام درود بر امین پاکیها ....... سرنوشت می سراید عشق را بر ....... موفق باشید

فرزاد

خیلی مطلب جالبی بود ممنون[گل]

فرزاد(ازناز)

آنکس که می گفت دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد بلکه رهگذری بود که روی برگ های خشک پاييزی راه می رفت و صدای خش خش برگ ها همان آوازی بود که من گمان می کردم می گويد دوستت دارم...

فرزاد(ازناز)

ممنون از لطف شما مطالبت خیلی جالب بود راستش من در مورد ولنتاین چیز زیادی نمی دونستم ممنون که بسیار سلیس و شیوا توضیح دادین[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] منم وبلاگ نازتو لینک کردم [گل]اپم[گل]

شادی

سلام دوست خوبم[لبخند] نوشته ات رو خوندم، خیلی خوب نوشتی واقعا عشق در جامعه ما تابوست، اگر هم حرفی از عشق می شه منظور عشق بین زن و شوهر هست، مثلا همین روز ازدواج حضرت زهرا و علی که دولت مهرورز!!! پیشنهاد کرد به نظر من انتخاب جالبی نیست چون زن و شوهر ها اونقدر بهونه برای جشن گرفتن عشق دارند که حتی اگه روزی هم براشون نباشه مهم نیست، خود من و همسرم والنتاینمون سالگرد ازدواجمونه و 14 فوریه رو بدون هیچ جشن و هدیه ای فقط به هم تبریک می گیم، می خوام بگم زن و شوهرها حتما نیاز به روزی به نام روز عشق ندارند.==>

شادی

ادامه... اما بقیه جوونها شدیدا به این روز نیاز دارند مخصوصا در جامعه ای که اینهمه محدودیت واسه با هم بودن دارند. مشکل ما اینه که کسی به ارزشهای اصیل ایرانی اهمیت نمی ده، اسم سپندارمذگان رو یه بار هم تو تلویزیون نشنیدیم واسه اینکه حکومت ما و کسانی که باید کار فرهنگی کنند از اینکه سپندارمذگان رو روز عشق ملی بذارند بیشتر می ترسند تا اینکه روز والنتاین غربی وارد فرهنگ این سرزمین بشه. پس نباید ایرادی به جوونها گرفت، خود من از اینکه جوونها این روز رو جشن می گیرند خوشحالم ... امین جان خانه از پای بست ویران است.