امان

چه تعجیل کردم در چیدن عاشقانه میوه ممنوعه!چه بد کردم!!!
وچه کوتاه است زندان ندامت من در برابر خطای من وبازمهربانی تو
و بار دیگر زمان وعده ات فرا رسیده و من در مقابل ایستاده با کوله باری از شاید و اما و اگر........
امان!امان!امان!

/ 9 نظر / 11 بازدید
سهيلا

راندی ز نظر چشم بلا ديده ما را اين چشم کجا بود ز تو ديده ما را

خط رنگی

سلام . روزت زیبا دوست عزیز در امان خداوند زیبا نوشتی . متشکرم از لطف و توجه شما

حاج محسن

بار الها هست دستانم تهی خوش بر بنده ات منت نهی ای ودود در کرامت بی نذیر بنده ناقابلت را می پذیر

رها

با وبتون اتفاقی آشنا شدم خوشحال میشم بهم سر بزنین

ستاره...امروز من

نوشته هایتان تغییرات خوب و اساسی داشته است و احتمالا" نوع دیدتان به اطرافتان کاش میشد موشکافانه تر به همه چیز نگاه کرد مثل من که خیلی سعی کردم این نوشته را درک کنم ..کوتاه بود اما سنگین

ستاره...امروز من

ظاهر وبلاکتون هم تغییرات زیبایی داشته است همیشه آبی و آسمانی باشید انشااله

نجمه

خیلی زیبا بود نوشته هاتون ممنون که سرزدین با اجازه من لینکتون میکنم[گل]