من،پدرم و نظراتم

وقتی 4 ساله بودم:      بابا هر کاری می تونه انجام بــده.

وقتی5  ساله بودم:       بابام خیلی چیـــز ها می دونه.

وقتی 6 ساله بودم:        بابام ازبابا ی تو باهوش تره.

وقتی 8 ساله بودم:       بابام هر چیزی رو دقیقاً نمی دونه.

وقتی 10 ساله بودم:    در گذشته زمانی که بابام بزرگ می شد همه چیز مطمئــناً متفاوت با الان بود.

وقتی12 ساله بودمخب طبیـــعیه پدردر مورد آن مورد چیزی نمی دونه،اون برای به خاطر آوردن کودکی اش خیلی پیــر است

وقتی14 ساله بودمپدرو خیلی توجه نکن، او خیلی قدیمی فکـــــر می کنه.

وقتی 20 ساله بودم:  ای وای خدای من!اواز جریان روز خیــلی پرت اســــــــت.

وقتی 25 ساله بودم:   پدر کمی در باره ی آن اطلاع ندارد .باید این طور باشد،چون او تجربه ی زیادی دارد.

وقتی 35 ساله بودم:  بدون مشورت باپدرم کوچکترین کاری نـــــمی کنم.

وقتی 40 ساله بودممتــعجبــم که پدرم چگونه آن جریان راحل کرد!او خیلی عاقل ودانا بودودنیایی تجربه داشت.

وقتی 50 ساله بودم:  اگر پدراینجا بودهمه چیـــز رادراختیار اوقرار می دادم ودراین باره بااومشورت می کردم.

.

.

.

خیلی بد شدکه نفهمیدم اوچقدرفهمیده بود.می توانستم خیلی چیز ها رااز او یاد بگیرم

/ 17 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صبا

واقعا اگه برن......[خنده] عمرا همه بتونن یه لباس یه شکل بپوشن اونم واسه دوسال!!!!!!!!![قهقهه]

مهتاب

سلام دوست گرامی عجب نظرات متفاوتی و واقعا هم که اینگونه است. انشاالله برای فردا مطلب جدید می گذارم در پناه حق [گل]

fateme

[گل] وب خوبی داری لینکت کردم اگر دوست داشتی لینکم کن

محمدرسول

سلام دوست بزرگوار@@@ ممنون از حضورتان... متن بسيار زيبا و آموزنده اي بود. ما بايد قدر عزیزانمان رو بدانيم. همیشه می­شه دوست پیدا كرد و با اونها خوش گذروند ، اما همیشه نعمت بزرگ یعنی پدر و مادر در كنار ما نيست. ممكنه روزی سایه عزیزانمان توی زندگی ما نباشد. حضور ميشگي شما باعث افتخار ماست. موفق باشيد.[گل][گل][گل]

رها

سلام.حال شما؟ مرسی ممنون.خیلی وقته نیومدم نت.شرمنده نشده سر بزنم برات آرزوی موفقیت میکنم آقا امین

ترانه

سلام مطلب زیبایی بود آپم[لبخند]

ستاره

سلام برات نظر گذاشتم اما وارد نشد امیدوارم همیشه برات روز یادگیری و دریافتهای خوب زندگی باشه

ستاره

چه عجب این بار نظرم ارسال شد

باشو

سلام .همیشه همینطوره وقتی بودیم کسی پاس نمیداشت که بودیم ----------بگذارنباشیم وبدانی که بودیم